شما رو نمیدونم ولی من خوشحال میشم
بخشیدن دل بزرگ میخواد که من ندارم
کاش میشد منم برگردم به همون بچگیم
کوچولوی خالمم برای اولین بار دیدم مهسا کوچولو سه ماهشه یه کوچولوی زشت و خوردنی و به شدت خوش اخلاق
من موندم این بچه اصلا بلده گریه کنه ایا؟؟؟ دائم در حال خندیدنه فداش شم

همکلاسی هام دندونپزشکی و پزشکی وبقیه رشته ها قبول شدن اکثرشون هم مشهد قبول شدن
دوست جونم هم مامایی مشهد قبول شده واسش خیلی خوشحالم اما از هم جدا میشیم 

استرس....ازمون....کنکور...
ولی یه چیزی فرق کرده من قوی تر شدم یه عالمه انگیزه دارم
مهم نیست بقیه چی میگن یا اینکه مادر محترم سرکوفت میزنه یا ابجی کوچیکه مسخره میکنه
همه میگن یه سال از زندگی عقب افتادم ولی یکی نیست بگه ادم نسبتا محترم زندگی خودمه به شما چه ربطی داره
ولی خب این چیزا مهم نیست مهم فقط منم که خودمو باور کردم
به امید موفقیت با کلی انرژی مثبت


کینه نیست یه جای زخم...یه چیزی که نمیذاره اوضاع مثل قبل شه...
هر چقدرم تلاش کنی خودتو بزنی به اون راه و بگی نه... بی فایدست
یه چیزی این وسط از بین رفته و جای خالیش تا همیشه درد میکته...