همیشه فکر میکردم فقط خودم این اخلاق بد و دارم که همش غر بزنم ولی یه نفر پیدا شد که دست و من و بسته ده برابر خودم نق میزنه
امتحانش و خراب کنه با عالم و آدم درگیر میشه رو مخ همه میره
با هر کی چند کلمه حرف میزنه کلی بحث میکنه و یه گیری بهش میده و علنا با همه مشکل داره
چشمش به هر بیفته زود میاد پشت سرش کلی بد میگه و نق میزنه و غیبتشو میکنه (قطعا این حرفا پشت سر خودمم زده شده)
اخلاقشم مثل بچه های 4 سالست نه یه خانم 22 ساله
من و بقیه بچه ها هم ناچارا باید نق زدناشو تحمل کنیم و هیچی نگیم که بیشتر رو مخمون نره کلا با خودشم درگیره
ولی خداییش این اخلاق خیلی بده اینجوری نباشین
امتحان مداخله در بحران الان برای من خودش تبدیل شده به یه بحران :/
خدایا کی فردا میشه این امتحان تموم بشه فقط یه بار سنگینی از روی دوشم برداشته میشه
آخه چقدر یه درس میتونه خر باشهههههه...
دوشنبه 2 تا امتحان دارم که یکیش فوق العاده سنگینه و سخته منبعش 2 تا کتاب وحشتناکه
اونی که آسونه هم وقت خوندنشو ندارم درنتیجه گند میزنم به هر دوتاش
حالا این به جهنم بدبختی اونجاست که من باید تا ساعت 7 عصر دوشنبه درگیر امتحانای همون روز باشم و سه شنبه هم صبح امتحان دارم اونو کی بخونم؟ 😐
خدایا فقط بزن بره جلو این چند روز من که دیگه مغزم داره متلاشی میشه
انقدر اخلاقم قشنگه که هیشکیو کنار خودم نگه نداشتم یه کاری کردم که همه ازم دور بشن هر چی میکشم به خاطر خودمه وسط بدبختیام هیچ کس به جز خودم مقصر نیست
حوصله نفس کشیدنم ندارم
حتی خودمم از این نق زدنام خستمه وای به حال بقیه که دارن تحملم میکنن :)
فقط یکی بهم بگه به کی بدی کردم کجا اشتباه رفتم کجا دل شکستم که همه زندگیم شده غم و غصه
خدایا من که یه هر کی رسیدم جز خوبی واسش هیچی نداشتم خدایا تو که دیدی بگو به همه
بگو بسه دیگه چرا این بنده بیچاره منو اذیت میکنین
بگو این طفلک دیگه نمیکشه تحمل نداره داره دق میکنه
بگو تمومش کنن.....