سی و شش روز از شصت و چهار روز گذشته و بیست و هشت روز مونده
ممکنه به جای بیست و هشت روز دیگه آخر هفته برم خونه و مجدد از هفته بعد یه شمارش معکوس جدید شروع کنم تا آخر ترم
روزای سخت و جالبی رو میگذرونم هنوز خودمو با شرایط ارشد وفق ندادم ولی دارم تلاشمو میکنم
حجم کارهای زیادی روی سرم ریخته و انقدر مقاله خوندم احساس میکنم قیافم شبیه مقاله شده
اوایل هر شب نیومد اینجا و روزا رو میشمردم الان دیگه به اندازه قبل اذیت نمیشم زندگی تو خوابگاه سخت هست اما دیگه درگیر شدم و بی قرار نیستم
شنبه یکم آذر ۱۴۰۴ 22:46 دختر بهار